۸۷ درصد از خانم‌های آنلاین…!

۷ تیر, ۱۳۸۸ ۲۵ نظر »

با عرض پوزش از ۱۳ درصد باقی‌مانده!

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

واقعی، حقیقت، واقعیت

۳۱ خرداد, ۱۳۸۸ ۸ نظر »

Neo & Morpheus


- این‌ «واقعی» نیست؟!
- «واقعی» چیه؟ «واقعی» رو چطوری تعریف می‌کنی؟ اگه داری در مورد چیزی صحبت می‌کنی که می‌تونی بشنویش، بوش کنی، بچشیش، ببینیش و احساسش کنی، اون‌وقت «واقعی» فقط می‌شه یه سری سیگنال الکتریکی که مغزت اون‌ها رو ترجمه می‌کنه!

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

جاروبرقی

۲۷ اردیبهشت, ۱۳۸۸ ۱۱ نظر »

«جاروبرقی‌های جدید، قوی‌تر و کم‌صداتر هستند.»
~خودم!

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

عید آمد! دهنت سرویسه!

۱ فروردین, ۱۳۸۸ ۲۵ نظر »

سلام!

این آخرین پست من در زمینه‌ی کنکور خواهد بود و فقط مختص این قشر مستضعف است! :پی

خوب عید هم زمانیه که دائماً میگن بهش طلایی و دوران فلان و بهمان و  . . .؛ که تا حدودی هم درسته، یه زمانیه که اگه خوب استفاده بشه خیلی باعث پیشرفت میشه. اما اینکه واقعاً باید در این زمان چه کرد، سوال مهمیه.

جواب دادن به این سوال کاملاً بستگی به روند دانش‌آموز در طی سال تحصیلی و وضعیتش بر می‌گرده ولی یه سری اصول کلی رو خود من رعایت می‌کردم:

  1. شاید بهترین کار در این دوره مرور کردن باشه. به خاطر زمان باز عید.
  2. سعی می‌کردم دوره دروس اختصاصی رو با تست و عمومی رو با خوندن انجام بدم. یعنی دیگه جزوه خوندن رو توی اختصاصی‌ها مینیمم کردم.
  3. دروسی که توشون قوی بودم و فکر می‌کردم روی تست‌های قبلی مسلطم، تست جدید می‌زدم (مثلاً تست‌های آزمون‌های دیگه).
  4. توی قسمت‌هایی که ضعیف بودم، بر می‌گشتم و تست‌های علامت‌دار قبلی رو می‌زدم؛ اگر هم نداشتم، مثلاً ضرایب ۳ یا ۴ رو توی اون مبحث می‌زدم.
  5. سعی می‌کردم توی روز جوری بخونم که به مرد هزار چهره برسم.
  6. از صبح زود شروع می‌کردم و ماکزیمم فشار رو توی ۷ تا ۱۲  صبح قرار می‌دادم.
  7. هر وقت خسته می‌شدم، ۱۰ دقیقه می‌خوابیدم! (فقط ۱۰ دقیقه!)
  8. شب‌ها رو اصلاً بیدا نمی‌موندم؛ چون واقعاً توی عید اگه خوابتون درست نباشه، افتضاح می‌شه.
  9. توی عید رفتم توی کار تست سرعتی زدن، دیگه فکر کردن‌های طولانی رو تست‌ها شاید مناسب نباشه.
  10. روزی ۱۲ ساعت؛ فیکس؛ هر روز.

البته می‌دونم اینا بدیهی‌ هستن، ولی واقعاً از این دقیقتر نمی‌شه راهکار گفت. فقط می‌تونم بگم؛ بخونید؛ همین!

بازم کاملش می‌کنم.

موفق باشی؛
سجاد++؛

و اما جمع‌بندی!

نمی‌خواستم اینو بنویسم؛ ولی گفتم دیگه چون گفتم بگم که نگن نگفتی!

روشی که من برای جمع‌بندی استفاده کردم، آزمون محور بود. خیلی از کتاب‌های کنکور ته هر فصل یه سری آزمون از همون فصل دارن، مثلاً دیفرانسیل خوشخوان تهش ۴۰ تا آزمون مبحثی داره؛ یا گسستش همینطور؛ یا مثلاً خیلی کتاب‌های دیگه. من این آزمون‌ها رو میزاشتم کنار هم و یه آزمون کلی می‌ساختم و می‌زدم. ضمناً ۸ آزمون مبحثی گزینه‌ی دو رو هم زدم که خوب بودن (از اینجا دانلود کنید: http://rapidshare.com/files/221591423/Gozineye2.rar.html ). این آزمون‌ها رو عین کنکور از خودتون بگیرید؛ مبحثی هستن و اختصاصیاشون از عمومی‌هاش خیلی بهتره؛ ریاضیش هم یکم سخته؛ پس نا امید نشید. با این آزمونها ‌ـ اگه خوب بزنیدشون ـ اختصاصی ها رو یه مرور سریع کردید

بعد آزمون و بعد از رفع اشکال دو تا کار عمده داشتم: یکی مرور دروس عمومی (:-&) و یکی هم زدن تست توی قسمت‌هایی که فکر می‌کردم ایراد دارم و از آزمون‌ها فهمیده بودم.

خوبه که آزمون‌هایی که می‌خواید مبحثی بزنید روی برنامه باشه و کیلویی نباشه تا مطالب خوب پوشش داده بشه.

ضمناً زدن کنکورهای سراسری قبل رو از ۱۰ خرداد شروع کردم، هر سه روز یه دونه و بینش هم کنکور‌های عمومی بقیه رشته‌ها! یه توصیه: آزمون دادنتون عین کنکور باشه؛ سر ساعت شروع کنید، وقت بگیرید، لباس رسمی بپوشید و . . .

ضمناً سعی کنید توی خرداد دروس عمومی + شیمی رو یه دور خیلی خوب بخونید.

نکته‌ی دیگه: هر روشی که می‌خواید سر کنکور استفاده کنید (زمان نقصانی، زمان اضافی، جنگولک‌بازی، ترتیب زدن دروس و . . .) رو باید توی کنکور سراسری زدن‌ها و آزمون جامع‌ها تمرین کنید. سعی نکنید زیاد روشتون رو عوض کنید؛ یک روش رو انتخاب کنید و توی ۱۰، ۱۲ تا آزمون عالی تمرینشون کنید.

دیدین کار خاصی نبود! حالا هی بگین بنویس!

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

و آیا چیز مهمتری نیز وجود دارد؟

۲۶ اسفند, ۱۳۸۷ ۱۳ نظر »

سوالی بود که این چند روز (بهتره بگم چندماه!)‌ از خودم می‌پرسیدم؛ دقیقاً وقتی که می‌خواستم اینجا چیزی بنویسم! و الان جوابش بالاخره نه شد!

امروز خیلی باحال بود! دوسه‌باری اصطلاح Fork رو شنیده بودم؛ امروز رفتم ویکی‌پدیاش رو خوندم. از غذا (:پی!) دیدم که یه سری قضایای باحال خیلی قشنگ و جذاب و سرگرم کننده داره! پیشنهاد می‌کنم امتحانش کنید:‌ (بهترین کار اینه که اینو دانلود و اجرا کنید! (برای اونا که نتونستن!))

  1. توی ویندوز یه فایل با نام fork.bat (نوت پد رو باز کنید و Save As… کنید، و توی قسمت File Name بزنید: “fork.bat” به همراه ” هاش!) درست کنید.
  2. توش این عبارت رو بنویسید (کپی پیست کنید!):
  3. %۰|%۰
  4. ذخیرش کنید و فایل رو ببنید و اجراش کنید!

خوب من دیگه باید برم :پی
سجاد! :دی!

پی‌نوشت: عجب عذاب وجدانی گرفتما! :دی
پی‌نوشت ۲: اگه معنی این چهار خط رو نفهمیدید، پس اون چهار خط بالا رو اجرا نکردید!
پی‌نوشت ۳: هیچ مسئولیتی رو قبول نمی‌کنم.

ادامه‌ی پست:

خلاصه بگذریم از امروز! اول عذرخواهی می‌کنم به‌خاطر اون بالایی! دوماً فردا می‌خوام برم دانشگاه؛ موندم چطوری برگردم! کوچه‌ی ما که می‌شه خط مقدم! دوستان؛ به جای منفجر کردن سیگارت، سیگارش، کپسولی و آر‌پی‌جی‌ـ۷ (این آخری رو یکی از دکترها توی تلویزیون گفت!)، چیز کنین، چی می‌گن بهش، همون چیز دیگه؛ . . .؛ اَه! هیچی! همون منفجر کنین :پی!!!

سجاد!

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

۱۰ قابلیت مفید در آزمایشگاه جی‌میل!

۱۷ بهمن, ۱۳۸۷ ۱۰ نظر »

آزمایشگاه‌های جیمیل (Gmail Labs) یکی دیگه از اون شاهکارهای جیمیله که یکسری چیز باحال توش داره؛ مثله:

۱۰) Forgotten Attachment Detector: بعضی وقت‌ها ممکنه پیش بیاد که توی متن ایمیلتون نوشتین: “Please find the attachment” و یادتون رفته فایل رو اتچ کنین؛ این قابلیت به شما به صورت هوشمند هشدار می‌ده که «هی فلانی! یادت رفته فایلتو اتچ کنی!». اگه فراموش کارید حسابی به دردتون می‌خوره.

ادامه مطلب »

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

قوانین ترم جدید

۱۶ بهمن, ۱۳۸۷ ۶ نظر »

قوانین ترم جدید من به شرح زیر است:

  • بیدار باش ساعت ۵:۴۵ صبح می‌باشد.
  • هرگونه تاخیر بیش از ۵ دقیقه باعث محرومیت از کلاس خواهد شد.
  • در تمام طول ترم، به جز شب امتحان، چیزی به نام شب امتحان وجود ندارد.
  • هرگونه مسنجر تعطیل است.
  • خواب سر کلاس ممنوع است.

حوادث ترم جدید من هم احتمالاً به شرح زیر خواهد بود:

  • بیدارباش ساعت ۷:۱۵ صبح می‌باشد!
  • حضور در همه‌ی کلاس‌ها با نیم ساعت تاخیر انجام می‌شود!
  • به بهانه‌ی شب امتحان لای کتابها بسته می‌ماند!
  • با اینترنت دایل‌آپ در هر زمان در یاهو مسنجر در دسترس شما دوستان خواهم بود!
  • سر کلاس دکتر شهشهانی به جرم خواب اعدام خواهم شد!

خدا کنه بتونم این ۵ مورد اولی رو اجرا کنم و گرنه به سرنوشت شوم(!) ترم قبل دچار میشم! اساساً مشکل خواب هم مشکل اساسیه منه؛ پارسال درست بودا، امسال خراب شد! البته بدی خواب کلاً اینه که اصلاحش دردسر داره؛ دعا کنین برام!

و اما بحران بعدی؛ بحران اینترنت! فاجعه! واقعاً باید این جری یانگ رو اعدام کرد تا مایعه(!)‌ عبرت بشه که آخه آدم حسابی این یاهو! مسنجر چی بود که توی جون ما انداختی و ما رو به گمراهی کشوندی؟ خیلی هم باحاله‌ها! طرف وقت نداره به کارش برسه (خودم!) روزی با ۱۰۰ نفر چت می‌کنه. ولی عوضش خیلی فاز می‌ده؛ فعلاً راه‌حل عملیش فیلتر کردن سرور یاهو توسط مخابراته که امیدواریم هرچه زودتر انجام بشه :پی! اگه حل نشه احتمالاً دست به یک خودکشی اینترنتی می‌زنم.

یه چیز باحال: یه نامه حاوی یک‌سری ناسزا به یک شخص خاص، به صورت فایل ورد اشتباهاً به عنوان تمرین کارگاه کامپیوتر به استاد درس ارسال کرده بودم که تازه امروز کشف شد!

سجاد++؛

پی‌نوشت: پست‌ سوالات متداول کنکوری‌ها رو هم آپ‌دیت کردم.

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

زبان ملی رو بیخیل، خودت چطوری؟!

۶ بهمن, ۱۳۸۷ ۶ نظر »

این چت ماله همین ۵ دقیقه قبله:

(۱:۲۹:۵۴ AM) یه بنده‌خدا: rasti farsi typidanet kheili kheili tabloe.
‪(۱:۳۰:۰۲ AM)‬‏‬ ‪sadjad.fouladi‬‏‬: ‫از چه نظر/
‪(۱:۳۰:۰۳ AM)‬‏‬ ‪sadjad.fouladi‬‏‬: ‫؟
(۱:۳۱:۲۸ AM) یه بنده‌خدا: az har nazar. kheili kare sathi iye vase inke begi man bache mosbatam.
‪(۱:۳۱:۳۹ AM)‬‏‬ ‪sadjad.fouladi‬‏‬: ‫نه.
‪(۱:۳۱:۴۶ AM)‬‏‬ ‪sadjad.fouladi‬‏‬: ‫فارسی هم نوشتنش آسون تره هم خوندنش
(۱:۳۲:۲۱ AM) یه بنده‌خدا: in ke eftezahe ba arze maazerat.
(1:32:45 AM) یه بنده‌خدا: injoori mikhay begi man sajad++ am?
(1:33:01 AM) sadjad.fouladi: bashe
(1:33:09 AM) sadjad.fouladi: intory khube aghaye *****?
(1:33:55 AM) یه بنده‌خدا: har joor rahati. man mikhastam begam az dide binande ziad jaleb nist, hamin.

برای من یکی که واقعاً خنده‌داره. زبان و خط ملی ما فارسیه، اون‌وقت ـ‌ در حالی که امکانات نگارش به اون خط رو هم داریم ـ جوری عادت کردیم که با یک خط بیگانه زبان مادریمون رو بنویسیم! یکی هم که می‌خواد درست بنویسه، یه سری آدم مثل این بنده‌خدا ـ البته فقط از روی چیزی که بهش عادت کردن ـ میان و گیر می‌دن! بابا جون هر کی دوست دارین فارسی بنویسین که هم راحت خونده بشه و هم راحت فهمیده بشه! (سیستم رهگشایی که فاجعه‌ای در عرصه‌ی فینگیلیش نویسیه رو ندیدین که بفهمین چی میگم!)

اصلاً به درک؛ من هنوز به فارسی نوشتن ادامه میدم؛ بچه‌ مثبت هم نیستم! :پی

فارسی بنویسیم؛
سجـاد××؛

پی‌نوشت: کم‌کم، ذره‌ذره، اول قرار نیست یهو همه‌چیزتو بگیرن؛ از همین‌جاها شروع میشه همه‌چیز!

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

چرا دیگر نمی‌نویسی؟!

۲۳ دی, ۱۳۸۷ ۶ نظر »

قانون اول: هیچ کشتی دیگر حق ندارد لنگر داشته باشد، چون در این صورت اگر داشته باشد، آن را وسط فیبرنوری ول کرده و باعث می‌شود سرعت دانلود به ۹۶۵ بایت بر ثانیه کاهش پیدا کند که از ۵۶ کیلوبیت ـ که گفته شده است کافی است ـ کمتر می‌باشد.

قانون دوم: هیچ‌کسی حق ندارد در صورتی که ته‌دیگ ـ خصوصاً از نوع نونی ـ برداشت، آن را نخورده باقی بگذارد.

بخدا قسم دیگه این اینترنت داره منو دیوانه می‌کنه. الان دقیقاً ۶ دقیقه بود که منتظر بودم این صفحه باز بشه؛ یک هفته بود که از خونه سایت خودم رو هم نمی‌تونستم ببینم و فقط میل چک کردم! الان در مرزهای دیوانگی هستم.

یه چیز جالبی که دیدم امروز www.worldometers.info بود. فقط کافیه یه سر بزنید و فقط تغییر وحشتناک آمار مربوطه رو ببینید که بفهمید توی چه دنیایی دارید زندگی می‌کنید! خیلی جالبه؛ واقعاً این دنیا خیلی جالبه و البته بی‌رحم. اینقدر تحول سریع! ولی توی چه جهتی؟ گازش رو گرفته داره کجا می‌ره؟ معلوم نیست تهش چی میشه، ته دره میریم با این سرعت یا نوک قله؟ نکنه از نوک قله پرت می‌شیم ته دره؟ کارمون درسته یا نه؟ این مسیری که این‌همه سال مردم توش بودن و ما الان داریم همون رو طی می‌کنیم تهش چیه؟ راه درست همینه یا بازم داریم اشتباه می‌کنیم؟ این‌قدر این‌ حرکت سریعه که فرصت فکر کردن هم پیدا نمی‌کنم؛ آدم یکم فکر کنه میگه: «دنیا، وایسا…»

گفتم وایسا!
سجاد؛

پی‌نوشت: پست پاسخ به سوالات کنکوری‌ها رو آپ‌دیت کردم.

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

اینجا سفارت انگلیس است، صدای آن‌ها را از اعماق جنایت می‌شنوید

۱۱ دی, ۱۳۸۷ ۹ نظر »

اینجا سفارت فلسطین نیست؛ اینجا سفارت انگلیس است، اینجا اعماق جنایت است.


وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

و مشکلات حل می‌شوند…

۳ دی, ۱۳۸۷ ۱۸ نظر »

TMچند وقت پیش بود که آگهی‌های یک محصول جدید رو روی در و دیوار و تلویزیون و اینترنت می‌دیدم و اون یک مدادی بود که در عرض سه‌سوت خونه‌های پاسخنامه رو پر می‌کرد.

اولش که دیدم واقعاً از ته دل بی‌صدا خندیدم؛ یه جورایی خارج از فضای کنکور این‌چیزها رو دیدن خنده داره، ولی یه چیز دیگم بود و اون تجربه‌ای بود که از این فضاها داشتم.

نمی‌دونم چرا اینطوری شده، ولی الان اینقدر معلم و کتاب و کلاس و امکانات زیاد شده که بچه‌ها دارن اصل مطلب رو فراموش می‌کنند. همه‌ی زندگی این بچه‌های پشت کنکوری ـ که دارن تجربیات بزرگی رو کسب می‌کنند ـ شده این چیزها که تو فلان مدرسه، لاوازیه شیمی‌ درس می‌ده، این مشاوره سالی ۱۱ تا رتبه ۱ رقمی می‌ده، فلان کس فلان آزمونو می‌داده و این حرفا. بعدشم همش میگن، فلانی رو ببین شیمیش رو کی‌ درس میده، بعد ببین شیمی ما رو کی‌ درس می‌ده؛ با این معلما ۵۰۰۰۰ هم نمی‌شم. مدرسه‌ی ما که تا حالا زیر ۱۰۰۰ نداده، منم روش. منم نمی‌شم. حالا هم که با این مداد از فردا شروع می‌شه: «آره، اصغر بود ۱۰۰۰۰۰۰ می‌شد، رفته مداد [...] خریده الان شده ۲»، «ـ آقا ببخشید، مداد [...] دارین؟ ـ نه پسرم دیروز ۲۰۰۰۰۰ آوردم ولی امروز تموم شده :پی» و یهو دوباره یه جو می‌یفته که بعله، اگه من این رو نداشته باشم ۸ دقیقه از رقیبام عقب میفتم! موفقیت توی این مداده بود و من نمی‌دونستم! همینه؛ انگار همه‌ی مشکلات دانش‌آموزا توی پر کردن گزینه‌ها بوده و هیچ مشکل دیگه‌ای وجود نداشته!

وقتی این مداد رو دیدم، سریع یاد یکی از آزمونام افتادم. من هیچ‌کدوم از آزمونام مثل کنکور نشد؛ ولی توی بهترین آزمون یه اتفاق جالب افتاد:

یادمه که اواخر آذر بود و هوا شدیداً سرد. جمعه بود و آزمون داشتم. صبح از خواب بیدار شدم و یک لیوان چایی و دو سه لقمه نون پنیر خوردم و یک مداد و پاک‌کن و تراش برداشتم و همین‌طوری راه افتادم طرف مدرسه. داشتم شدید یخ می‌زدم! توی مدرسه که رسیدم رفیقم جامدادی پربارم(!) رو دید و گفت: «مجهز اومدیا!» منم یه لبخند زدم و رد شدم. و سر جلسه جالب بود! طول مدادی که داشتم نزدیک به ۴ سانتی‌متر بود! فقط ۴ سانتی‌متر! جوری که وقت حل کردن توی دستم جا نمی‌گرفت و هی در می‌رفت! دو سه بار هم تراشیدنش سر جلسه دیگه پدرم رو در آورد! و چشمتون روز بد نبینه که دیگه با این مداد که ۳ سانت ازش مونده بود چه‌جوری امتحان دادم (یک کم سعی کنید با یک مداد کوچک بنویسید تا منظورم رو درک کنید!) ولی نتیجه‌ی همین آزمون شد بهترین آزمون عمرم البته بعد از کنکور؛ فقط با یک مداد ۴ سانتی‌متری.

دوستان؛ نمی‌خوام بگم امکانات تاثیر نداره، ولی نباید یادمون بره اصل چیز دیگست. اصل تلاش و زحمت و اراده و پشتکار خودمونه. من آدم می‌شناسم با هزینه‌ی میلیونی توی یک درس اون رو صفر مطلق زده. چرا؟ چون خودش رو یادش رفته. حواستون باشه؛ همیشه؛ این خودتونید که نتیجه رو می‌سازید نه معلم، نه مدرسه،‌ نه کلاس و نه مداد . . . تلاش کنید تا موفق شوید.

موفق باشید،
سجاد++؛

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

مرا به خاطر بسپار

۱ دی, ۱۳۸۷ ۶ نظر »

تا کی التماست کنم که مرا به خاطر بسپاری؟ تا کی وقتی ۱ ساعت رهایت کنم فراموشم می‌کنی؟ هر روز به تو سر می‌زنم و تو مرا فراموش می‌کنی! آخر ای یار، دست داری در دست اغیار، که اینگونه بی‌حافظه شدی؟

اما برایم اهمیت ندارد؛ فراموشم کن، من بازم هم می‌آیم و می‌خواهم از تو: «مرا به خاطر بسپار»

پی‌نوشت: این وردپرس رمز عبور مرا ذخیره نمی‌کند و هر دفعه باید واردش کنم.

مرا به خاطر بسپار،
سجاد++؛

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

همه‌ی سوء تفاهم‌ها زیر سر زبان است!

۲۸ آذر, ۱۳۸۷ ۷ نظر »

یه چیزی که واقعاً توی این دوماه فهمیدم این بود که این جمله‌ی معروف شازده کوچولو خیلی درسته! نمی‌دونم ولی توی این چند وقته که شاهد چندین دلخوری بودم، دیدم که بعله! این زبون فسقلی ۲۰۰ گرمی چه غلطا که نمی‌کنه!

یه چیز دیگم فهمیدم که این جمله هم خیلی درسته که می‌گه:

راضی کردن همه‌ی مردم هدفی است که محقق نخواهد شد!

و الان یقین شده برام! کلاً از این جمله درست تر خودشه! برام خیلی جالبه که یه حرف تا این حد دقیق باشه. نگاهم که می‌کنم خیلی از مشکلاتم توی روابط همینه. خوبه؛ فهمیدن مشکل، خودش ۸۰ درصد کاره!

این رو ببینید خیلی باحاله!

موفق باشید،
سجاد++؛

پی‌نوشت: از اونجایی که وبلاگ من در هر قشری خواننده داره، یک عدد زبان این کامنت رو گذاشته:

سلام
خودتی! بچه پرو. خود ۵۰ کیلوییش را نمی بینه که چه آتیشهایی که به پا نمی کنه و به من ۲۰۰ گرمی فش میده! عجب پرویی ها! :پی

من همینجا از این زبان محترم پوزش می‌خواهم! این دفعه تقصیر انگشتان بود :پی!

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

WordPress تو دیگه Who Are You؟!

۲۱ آذر, ۱۳۸۷ ۱ نظر »

واقعاً وردپرس ۲/۷ شاهکاره. اگه هنوز سراغش نرفتید، زودتر برید که نرفتن موجب خسران‌زدگی است! فارسی ساز ۲/۶ هم روش جواب میده. تغییرات خیلی خوبی توش داده شده و از جمله اینکه Interfaceش خیلی ردیف‌تر و بهتر شده، پشتیبانی از Google Gears خیلی روان‌تر شده؛ Autosave و Upgrade بدون دردسر و هزار تا قابلیت توپه دیگه!

وای! وردپرس! تو دیگه کی هستی!

برو همین الان نصبش کن،
وردپرس++؛

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit

e، ادیتوری حرفه‌ای برای هر سلیقه، ادیتوری برای شما!

۱۹ آذر, ۱۳۸۷ ۳ نظر »

e_icon
اگر می‌دونید که TextMate در Mac OS X چیه و دوست‌دارید توی ویندوز داشته باشیدش، پس اینو دانلود کنید؛ اگه هم نمی‌دونید، با من همراه بشین!

ادیتورهای خیلی مختلفی برای برنامه‌نویسان، طراحان وب و  . . . وجود داره. مثلاً ساده‌ترینش همین Notepad ویندوز! گزینه‌های دیگه (برای کابران ویندوز) Notepad-Plus-Plus ، TextPad و UltraEdit هستند که هرکدوم قابلیتهای خاص خودشون رو دارن. ولی قضیه‌ی این e یک‌مقدار فرق می‌کنه.

ادامه مطلب »

به اشتراک بگذارید:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • E-mail this story to a friend!
  • LinkedIn
  • Reddit